نویسنده مقاله : David Lancefield
بیشتر افراد نمیتوانند استراتژی شرکتی که برای آن کار میکنند را بیاورند. حتی مدیران اجرایی و میانی که مسئول استراتژی هستند هم دچار چالش اند. یک مطالعه نشان میدهد که فقط 28% از آنها توانستند 3 اولویت استراتژیک را نام ببرند.
جای تعجب ندارد. بسیاری از سازمانها استراتژی ندارند. تعداد که دارند، احساس میکنند برقراری ارتباط موثر با آن برایشان سخت است، همچنان که استراتژی نیاز دارد تا طیف وسیعی از ذینفعان در شرایط متفاوت را درگیر نماید. آنها دریافتهاند که در عوض، صدور بیانیهها با مقاصد عالی، توصیف اهداف بزرگ، راهاندازی ابتکارات و انتشار برنامههای ثابت، آسانتر و کمریسکتر است.
برقراری ارتباط شفاف با استراتژی، شانس برنده شدن یک سازمان را از طریق کمک به افراد برای تصمیم گرفتن دربارهی اینکه توجه، انرژی، منابع و قابلیتهایشان را کجا متمرکز کنند، افزایش میدهد. نتیجهی ارتباط غیرشفاف، هدر رفتن تلاشها است که ناشی از عدم همسویی و سردرگمی میباشد و منجر به اینرسی(لختی) میشود.
اگر میخواهید با استراتژی سازمان خود ارتباط برقرار نمایید، این 5 راه کمک میکند تا آن را به طور شفاف انجام دهید:
1-به صورت جامع ارتباط برقرار کنید.
بعضی مواقع در ارتباط برقرار کردنها، بر روی یک جنبه از استراتژی به ضرر سایر جنبهها تمرکز میشود. باری مثال آنها نشان میدهند که چگونه باید رقبا را شکست داد اما فراموش میکنند که به سراغ این بروند که چگونه به مشتریان خدمت رسانی میکنند. یا آنها چشماندازی جذاب را توصیف میکنند اما جزئیات مهم چگونگی رسیدن سازمان به آنجا را از قلم میاندازند. آنها روندها، پویاییها و اختلالت را ترسیم میکنند اما نمیتوانند انتخابهایی که انجام دادهاند را به طور واضح بیان کنند.
همین اتفاق برای مخاطبین هم صدق میکند. مدیران، ارتباط با کارمندان و سرمایهگذاران را در اولویت قرار میدهند و تعامل با طیف گستردهتری از ذینفعان مانند قانونگذاران یا گروههای اجتماعی را تا زمانی که سوال و یا اعتراضی مطرح نکنند، به فراموشی میسپارند.
یک دستیار مدیرعامل که با او همکاری میکردم، برای مبارزه با این تمرکز محدود، مجموعهی مرکزی از پاسخها به سوالاتی که به طور مکرر دربارهی استراتژی شرکتش پرسیده میشد را ایجاد کرد و مهمترینها برای هرگزوه از ذینفعان را مشخص کرد. این کار او را آماده میکرد تا پیام را برای مخاطب شخصی سازی کند که این امر، کارایی ارتباطات را افزایش میداد. او همچنین همکاران را به مشارکت دعوت میکرد. این کار نه تنها کیفیت پاسخها بلکه ثبات و پایداری پیامها را در سازمان بهبود بخشید زیرا افرادی که مشارکت داشتند، احساس مالکیت عمیقتری پیدا میکردند.
برای برقراری ارتباط با استراتژی به طور جامع، نیاز دارید تا :
- جاهطلبی خود را مجسم کنید. برای ایجاد سرگرمی، جرقهزدن تخیل و ایجاد هیجان نسبت به آینده بهتر، توجه خود را بر فرصتها و امکانات پیش رو متمرکز کنید.(“در بهترین حالت خود، ما …….. خواهیم بود.”)
- سهمی که میخواهید داشته باشید را توصیف کنید. تاثیر استراتژی بر مشتریان، ذینفعان گستردهتر (برای مثال شهروندان) و سیستم (برای مثال محیط زیست) را بیان کنید.(“ما کمک قابل توجهی به سهامداران و جامعهای که در آن فعالیت میکنیم خواهیم کرد از طریق … “)
- وضعیت موجود را به چالش بکشید. افراد را به دیدن شایستگیهای موجود در امتحان یک مسیر جدید و غلبه بر اینرسی فردی و سازمانی تشویق کنید.(“ما به بهترین شکلی که در توانمان است، به مشتریانمان خدمت نمیکنیم زیرا …”)
- باور به سازمان را القا کنید. اعتماد به توانایی سازمان در رسیدن به آنجا را علامت دهید درحالی که تغییراتی وجود خواهد داشت.(“ما قبلا نشان دادهایم که وقتی طرز فکر درست را به کار میبریم، چه تواناییهایی داریم … “)
- توجه را بر آنچه مهم است متمرکز کنید. به افراد فرصت اتخاذ تصمیماتی را که در گرفتن آنها توانمندتر هستند بدهید، دربارهی اینکه کجا زمانشان را در راستای استراتژی متمرکز کنند. فرآیندی که راجر مارتین به آن ((اجازهنامه انتخابهای استراتژیک)) میگوید. (“در حیطهی کسب و کارمان انتخاب کردیم تا بر روی خدمت رسانی به فلان مشتریان در فلان مناطق جغرافیایی به فلان دلیل تمرکز کنیم و ما از طریق بهترین بودن در فلان موفق خواهیم شد. انتخاب بعدی این است که چگونه و کجا …”)
- آنچه تغییر خواهد کرد را ترسیم کنید. افراد را به شروع ایجاد تغییراتی در روشی که کار میکنند، تشویق کنید.(“برای رسیدن به استراتژی نیاز داریم تا در این قابلیتها، استقرار منابع در حوزههای جدید، و شیوهای که کار میکنیم، سرمایهگذاری کنیم.”)
- معیارها را تعیین کنید. رفتارها، فعالیتها، و خروجیهایی که محور استراتژی هستند را شفاف کنید و معیارهایی به آنها اختصاص دهید.(“ما موفقیتمان در ارائه این استراتژی را با معیارهای زیر در سطح فردی و سازمانی میسنجیم.”)
- تفکر، منطق و شواهدی که پشتیبان تصمیمات هستند را توضیح دهید. برای جاهطلبیها، انتخابها و سرمایهگذاریها، اعتبار و اعتماد بسازید.(“این استراتژی بر مبنای شماری از نکات دادهمحور و فرضیات مهم است.”)
- فرآیند را توصیف کنید. اعتماد به شیوهای که استرتژی را تدوین کردهاید القا کنید.(“ما این استراتژی را در یک گفتگوی آزاد در طول فرآیند، و با دعوت از ایدهها و پیشنهادات توسعه دادیم.”)
در بیشتر موارد انجام این کار به یکباره ضروری نیست. ترفند، ترکیب پیام درست با مخاطب با استفاده از موثرترین رسانه، گوش دادن دقیق به پاسخها و مشارکتها، و پالایش ارتباط در صورت نیاز است. این کار قطعا ساختار ثابتی ندارد.
2-ارتباطات را شخصی سازی کنید
ارتباطات معمولا تصویری با دید شرکت از جهان ترسیم میکنند که آنچه مخاطبان انتظار دارند و یا اینکه چه منفعتی برای آنان دارد را منتقل نمینماید.
استیو، مدیرعاملی که با او کار میکردم، از استیج پایین آمد در حالی که احساس خیلی خوبی پس از ارائهی استراتژی جدید به تیمش داشت. او به طور موثر از تجربیات شخصی و شوخی استفاده نمود و همهی نکات مهم را ارائه کرد. حداقل او اینطور فکر میکرد.
وقتی که مخاطبین واکنشهایشان را با من در میان گذاشتند، میتوانستم ببینم که آنها چندان متقاعد نشدهاند: ((این فقط یک نمایش بود))، ((واضح است که آینده چگونه خواهد بود. اما نمیدانم این برای من به چه معناست. چه چیزهایی را من باید تغییر دهم؟ چگونه تغییر خواهم کرد؟))، ((این استراتژی چگونه به شغل من کمک خواهد کرد؟))، ((سایر اعضای کمیتهی مدیریت ارشد سر تکان میدادند اما آیا واقعا آنها موافق هستند؟))
برای جلوگیری از این سناریو 4 کار انجام دهید:
- نشان دهید خودتان استراتژی را از طریق انتخابهایی که میکنید، اجرا مینمایید. صرفکردن زمان، توجه و انرژیتان را بر روی فعالیتهایی در اولویت قرار دهید که به بهترین شکل استراتژی را فعال مینماید. با تیمتان دربارهی حوزههایی که سردرگمی یا عدم توافق وجود دارد صحبت کنید تا همسویی و تعهد ایجاد کنید. به این فکر کنید که چگونه تصمیمات و کلمات شما با استراتژی سازگار است.
- فعالیتها، قابلیتها و رفتارهای جدیدی که استراتژی را فعال میکند، توصیف کنید و موارد آزمایشیای (پایلوت) برای راهاندازی کار مقرر نمایید.
- با نوستالژیها، ترسها و یا اصطکاکاتی که ممکن است جلوی افراد را بگیرد برخورد کنید، مانند ((ما قبلا این کار را امتحان کردیم و جواب نداد، این بار چه چیزی متفاوت است؟)) یا ((چگونه میتوانیم سرعت خود را در بازار افزایش دهیم در حالی که باید به سختی از بین این همه بروکراسی عبور کنیم؟)).
- به ارتقا مهارت افراد کمک کنید. برای مثال از طریق برنامههای تمرینی(که میبایست شامل آموزش به افراد پیرامون استراتژی باشد نه صرفا مهارتهای عملکردی)، مربیگری(کوچینگ) یا راهنمایی(منتورینگ).
3-پیام را با لحظه تطبیق دهید
ارتباط برقرار کردن با استراتژی معمولا شامل ارائههایی با اسلایدهای گزاف و طولانی و بیانیههای خلاصه و مختصر آنلاین است. این موارد به خودی خود به ندرت هیجان، درگیر کردن، حمایت یا یادآوری لازم برای اعمال تغییر را ایجاد میکنند.
درعوض، ارتباطات خود را به شکل مجموعهای از تمرینات تعاملی و پویا -همراه با تاکید بر اختصار و شفافیت-بسازید. این امر نیازمند 3 گام است:
- لحظات حساس یا “قابل چاپ” را ترسیم کنید. این میتواند شامل افراد درگیر باشد که کجا میخواهید با استراتژی ارتباط برقرار کنید. میتواند مصاحبه با یک کارمند تازه وارد، یک ارائه به سرمایهگذاران، یک جلسه هیئت مدیره، ارائه در یک سالن در سطح شهر، یک دورهمی تیمی و یا یک ارزیابی عملکرد باشد.
- تصمیم بگیرید که بر روی چه پیامی میخواهید تاکید کنید. اگر با یک سازمان شریک بالقوه طرف هستید، ممکن است بخواهید بر روی جاه طلبیها و فرصتهای پیش رو تمرکز کنید، در حالی که هنگامی که با یک گروه از مدیران طرف هستید، شما میخواهید انتخابها و تغییراتی که ایجاد کردهاید را بیان کنید و آنها را تشویق کنید که تغییرات و انتخابهای خودشان را ایجاد کنند.
- بهترین ابزار و یا آنچه در اختیار دارید که موثر است را برای افراد، لحظه و پیام انتخاب کنید. برای یک مکالمهی یک طرفه، شما میبایست از یک ارائهی آسانسوری 2 دقیقهای(و حتی کوتاهتر) و یا حکایتی دربارهی مزیت سازمان استفاده کنید. در یک محیط گروهی بزرگتر، یک تصویرسازی که اجزای استراتژی را توصیف میکند و یا یک داستان که نشان میدهد چگونه سازمان بر چالشهایی که با آن مواجه است غلبه میکند، به خوبی جواب میدهد. در یک ایمیل، شما میبایست از یک خلاصهی یک پاراگرافی از استراتژی به همراه پاسخ تعدادی از سوالات متداول و همچنین یک بازتاب شخصی که این چه معنایی برای شما دارد، استفاده کنید.
به عنوان یک مثال از ایجاد ارتباطات از طریق آنلاین، شرکت مخابراتی BT از یک تصویرسازی واحد برای ایجاد ارتباط با اهداف، بلندپروازیها، ارزشها و استراتژی استفاده مینماید. BP(British Petroleum) روایت استراتژیک خود را در قالب یک نوشته با نگارش خوب منتشره کرده درحالی که رنوی خودروساز، برنامهی ((رنویی شدن)) خود را در قالب یک ارائهی به شدت تصویری و غنی از مطلب منتشر کرده است.
4-افراد را از طریق شفافیت توانمند کنید
مسئولیت برقراری ارتباط با استراتژی به دلیل 2 باور نادرست معمولا محدود به چند فرد منتخب میشود: صرفا تیم رده بالا مسئول استراتژی هستند و برقراری ارتباط با استراتژی برای سایر افراد بسیار پیچیده است. همچنین اطلاعات نیز به دلیل 2 باور اشتباه محدود میشوند: پزئیات بیش از حد حواس افراد را پرت میکند و رقبا با دانستن بیشتر دربارهی استراتژی، مزیت کسب خواهند کرد.
این رویکرد صرفا کارکنان، شرکا، تامینکنندگان و سایر ذینفعان را برای مشارکت در، طرفداری از و رسیدن به استراتژی محدود میسازد. آنها میخواهند از افرادی که با ایشان کار میکنند( نه فقط تیم رده بالا) بشنوند و تصویر کامل را درک کنند.
یک مدیر ارشد مالی که با او همکاری میکردم، در تماسها و جلسات توضیح میداد که چگونه آنچه او و تیمش انجام میدهند در استراتژی نقش دارد. همچنین او افراد درگیر در تدوین استراتژی را تشویق میکرد که نقشی برجسته در برنامهی برقراری ارتباط با استراتژی ایفا کنند و در فعالیتهای روزانهشان، به عنوان یک مدافع ظاهر شوند. این شامل گستره ای از افراد از کسانی که در ایدهها و دیدگاهها در برنامههای جمعی مشارکت میکردند تا کسانی که نقشی محوری در طراحی استراتژی داشتند میشد.(شامل نمایندگانی از توسعه هلدینگ، فروش، خدمات مشتریان، عملیات و منابع انسانی)
به افراد کمک کنید تا استراتژی را درک کنند و انتخابهای خود را انجام دهند از طریق:
- به اشتراک گذاری استراتژی تا حد ممکن، توضیح دادن تصمیمات حساس، فرضیات در نظر گرفته شده و عدم قطعیتها. داراییها و اطلاعات را در یک مکان فراهم کنید تا افراد بتوانند آنچه را که به آن علاقه دارند، انتخاب کنند.
- تشریح چگونگی تاثیرگذاری تصمیمات مهم بر استراتژی، مانند یک سرمایهگذاری، تعطیل کردن، تجدید ساختار و یا شراکت جدید.
- اعلام پیشرفت به طور صادقانه. به اشتراک گذاری اطلاعات به روز دربارهی اینکه چه چیزی درست کار میکند و چه چیزی چالش برانگیز است، و دعوت افراد به مشارکت کردن در ایدهها.
- حفظ عاقلانه جزئیات. فقط در صورتی اطلاعات را محدود کنید که پتانسیل گیج کردن و سردرگم کردن افراد و یا تضعیف کردن فعالیتهای تجاری را داشته باشد. (مانند خرید مالکیتهای بالقوه یا سرمایهگذاریهای خطرپذیر)
- ایجاد کانالهای باز. اشتراک گذاری ایدهها، مطرح کردن چالشها و پرسیدن سوالات را برای افراد آسان کنید.
5-تکرار کنید، گوش کنید و بهروزرسانی نمایید
مدتی پس از شروع اجرای یک استراتژی، معمولا زندگی به حالت “نرمال” برمیگردد و افراد به عادات، شیوهها و روالهای گذشتهی خود بر میگردند، علی الخصوص در بسیاری از شرکتهای سنتی و بزرگ. ارتباطات محو میشوند. جدای از تلاشهای به هدر رفته، این شرایط سازمان را کمتر منعطف و بیشتر مستعد اختلال مینماید.
استراتژی نیاز دارد تا در دنیایی ناپایدارتر و نامطمئنتر از قبل تکامل یابد. بنابراین ایجاد ارتباط با آن نیاز دارد تا هم سیستماتیک و هم منعطف باشد. این امر نیازمند این است که شما:
- توالی واضح ارتباطات با گروههای مختلف ذینفعان در لحظات مختلف را ترسیم کنید تا از وضوح و ثبات پیامها مطمئن شوید. تحقیقات نشان میدهد نهادینهسازی یک عادت جدید حتی با بهترین ارتباطات و مشوقها، 2 ماه زمان میبرد بنابراین این کار نیازمند یک تلاش پایدار و تکرار کردن است. شما خواهید دانست هنگامی که ذینفعان شروع به استفاده از گفتمان مشابه میکنند، این امر تشدید میشود. مهمتر از همه اینکه شروع به انتخابهای خودشان میکنند که کجا تمرکز کنند و چگونه متفاوت کار کنند.
- سوالهایی بپرسید تا تشویق به مشارکت و غلبه بر موانع کنید. فکر کنید ((چه میتوانیم بکنیم تا شتاب تغییرات را افزایش دهیم؟)) یا ((چه چیزهایی را میتوانیم حذف کنیم تا زندگیهایمان را آسانتر کنیم؟)). به دقت به پاسخها گوش کنید.
- سیگنالهای ضعیف تغییر در داخل یا بیرون سازمان را رصد کنید، که باید محتوا و طبیعت ارتباطات را تغییر دهد(چه رسد به خود استراتژی). برای مثال اگر تغییری در احساسات مصرفکنندگان یا اقدامات تهاجمی رقبا وجود دارد، ارتباطات میبایست انعطاف پذیری استراتژی (ویا دلایل تغییر) را فریاد بزند.
- داستانهای موفقیت را نمایش دهید و برجسته سازید تا پیامها را تقویت کنید، منافع را حفظ کنید و تعهد ایجاد نمایید.
برای زمان طولانی، برقراری ارتباط با استراتژی یک چالش ذهنی بوده است. مدیران اجرایی اسناد طولانی و گزافی را به اشتراک میگذاشتند و یا از ارائه اطلاعات حساس خودداری میکردند و از افراد توقع داشتند که آن را بفهمند. و این جواب نمیداد. عدم قطعیت خارجی بزرگتر، همکاری، اضطراب کارکنان و شفافیت سازمانی نیازمند تغییر رویکرد است. این 5 اقدام، شفافیت و کیفیت ارتباطات را بهبود میبخشد و افراد را قادر میسازد تا مشارکتی حقیقی و با معنی در استراتژی داشته باشند.
دانلود فایل اصلی مقاله
How to Communicate Your Company’s Strategy Effectively



