5 سوال برای رهبران کسب و کارها در مواقع عدم قطعیت

نویسنده مقاله : Tim Ryan

استراتژی در زمان عدم قطعیت

این روزها احساس می‌شود ما در حال زندگی در ورژن دنیایِ کسب و کارِ موفقیت سال 1989 بیلی جوئل هستیم، ((ما آتش را نیفروختیم)) (آهنگی بود که توسط بیلی جوئل ضبط شده بود و در مجموع 117 اتفاق قرن 20ام را به سرعت پشت سر هم بیان می‌کند). تورم، تنش‌های ژئوپلتیک، کمبود انرژی، کمبود نیروی کار، انتظارات فزاینده‌ی کارکنان، افزایش نرخ بهره، افزایش ریسک‌های سایبری و اطلاعاتی، انتظارات سیری‌ناپذیر سرمایه‌گذاران، لیست ادامه دارد. دقیقا همانطور که آهنگ می‎‌گوید، لزوما رهبران امروز کسب و کار، این محیط اقتصادی را خودشان خلق نکرده‌اند اما این وظیفه‌ی ماست که به آن بپردازیم و از آن عبور کنیم.

با وجود بادهای مخالف، من بسیاری از رهبران کسب و کار و مسئولین حکمرانی را می‌بینم که به خوبی رهبری می‌کنند. در حقیقت، برمبنای آنچه در پایگاه مشتریانمان می‌بینم، استدلال خواهم کرد که نیمی از لیوان پر است. چرا؟ نه به این دلیل که نسبت به چالش‌های متعددی که کسب و کارها امروز با آن مواجه هستند، ساده‌لوح هستیم، بلکه به دلیل اینکه ما تاب آوری، چابکی در تغییر و نوآوری را همیشه و در همه صنایع مشاهده می‌کنیم.

بنابراین، کسب و کارهای پیشرو امروزی چه می‌کنند؟ آنها سعی می‌کنند کار را ساده نگه دارند و بر آنچه می‌توانند کنترل کنند، تمرکز می‌نمایند. آنها به سختی تلاش می‌کنند تا درآمدهای عملیاتی را بیش از هزینه‌های عملیاتی رشد دهند. چگونه؟ همانطور که با مدیران عامل صحبت می‌کنم، اشتراکات بین شرکت‌ها قابل توجه است. بسیاری از آنها بر روی پنج سوال زیر متمرکز اند:

1-آیا من متمایز هستم؟

تمایز شامل استراتژی‌های قیمت‌گذاری استراتژیک، تکامل ارزش پیشنهادی، کیفیت ارائه‌ی خدمات، کوتاه شدن زمان پاسخگویی، تبدیل فروش مکمل(فروشی که در آن به همراه محصول اصلی، محصولات جانبی نیز فروخته شود) به واقعیت، و ارائه یک تجربه مشتری منحصر به فرد. در صنایع مختلف، از این اهرم‌ها در فضاهای فیزیکی، در کانال‌های دیجیتال، در پلتفرم‌ها، و قبل، در حین و پس از لحظه‌ی فروش اسفاده می‌نمایند.

در بازارهای با رشد کندتر، فروش سخت تر است، بنابراین شرکت‌های پیشرو از خودشان می‌پرسند: چرا یک مشتری باید ما را انتخاب کند؟ ما چگونه متمایزیم؟ چگونه سهم بازار را افزایش می‌دهیم؟ خبر خوب این است که تا زمانی که رهبران تمرکز شدید لیزری خود را در این حوزه‌ها حفظ می‌کنند، ایجاد تمایز به طور کامل در کنترل شرکت است.

2-آیا من برای رشد آماده هستم؟

در طول دوران پاندمی (کرونا)،  رشد در بسیاری از شرکت‌ها دیده شد همانطور که ادامه رشدشان مورد انتظار بود، و منجر به افزایش قابل توجه تعداد کارکنان شد و پروژه‌های خاص بی‌شماری آغاز گردید. همچنین منجر به تاخیر در ادغام کسب و کارهای تملک شده و به تعویق افتادن برخی از تصمیمات سخت پیرامون مدل‌های عملیاتی و تلاش‌های استانداردسازی گردید. این تصمیمات، یا فقدان آن، در حالی گرفته می‌شود که پول ارزان بود(نرخ بهره پایین بود) و بازارها در حال رشد بودند، شرکت‌ها در بازارهای فعلی از چنین مواهبی برخوردار نیستند.

رشد سودآور یک ضرورت است و این امر می‌بایست توسط خود شرکت تامین مالی شود، چرا که سرمایه‌گذاران احتمالا کاهش حاشیه سود برای سرمایه‌گذاری در رشد یا عدم رشد را تحمل نخواهند کرد. بنابراین یک شرکت چه باید بکند؟ پاسخ این است: آمادگی پیدا کنید و رشد خودتان را تامین مالی نمایید. آماده شدن و رشد با تامین مالی خود شرکت، به طور کامل در حیطه کنترل یک شرکت است.

3-آیا هزینه‌های فناوری اطلاعات من، موثر و در سطوح مناسب هستند؟

آینده بسیاری از شرکت‌ها وابسته به این است که خودشان را در فضای ابری (cloud) بازآفرینی کنند. این به معنای دستیابی به تمایز مشتری واقعی با هزینه‌ی پایین‌تر است.

با این حال برای بسیاری از شرکت‌ها، بازآفرینی هنوز فاصله‌ی زیادی دارد و فواید فضای ابری به طور کامل درک نشده است. اگر شرکت شما در این دسته قرار می‌گیرد، احتمالا یک دلیل وجود دارد. در بسیاری از موارد ردیابی این دلیل به نبود هماهنگی مدیریتی، یک باور به آینده‌ای متفاوت، و یا نقصی در اجرا باز می‌گردد.

الآن زمان هماهنگی نزدیک با تیم اجرایی و اندیشیدن گسترده به چگونگی تبدیل قابلیت‌های دیجیتال به رشد کسب و کار است. این به معنای سرمایه‌گذاری در تحول دیجیتال پیرامون عملکردها، تسریع در تصمیم‌گیری‌های مدیریتی، ایجاد تغییرات با شدت بیشتر، و پاسخگو کردن افراد است. نظرسنجی اخیر PwC نشان داد که 52% از مدیران ارشد فناوری اطلاعات(CIO) به دنبال راه‌هایی برای گنجاندن تجزیه و تحلیل در فرآیندها هستند تا تصمیم‌گیری بهتر و سریعتر اتفاق بیفتد و اتوماسیون، دیجیتال کردن زیرساخت‌های قدیمی، و فن‌آوری اطلاعات خود سرویس به عنوان بالاترین اولویت‌ها برای صرفه‌جویی در هزینه و بهره‌وری قرار گیرند. بهبود بهره‌هوشی(IQ) مدیران ارشد درباره‌ی تکنولوژی و مدیریت اجرایی بهتر، به طور کامل در کنترل شرکت است.

4-آیا پرتفوی کسب و کارهای من، بیش از حد پیچیده است؟

شرکت‌ها در حال حرکت به سوی فضای ابری، بازآفرینی خودشان، عبور از انتقال انرژی، هدایت تنش‌های ژئوپلیتیک، و مشاهده‌ی مزایای یک شرکت جهانی بودن هستند که در دنیای چندتکه (fractured world) آزمایش می‌شود.

در نتیجه‌ی این نیروها، بسیاری سوال می‌کنند که آیا پرتفوی کسب و کارهای آنها، منطقی است؟ یا شاهد آن هستیم که بسیاری از شرکت‌های بزرگ کسب و کارهای خاصی را ایجاد می‌کنند تا سرمایه‌شان را برای کمک به تامین مالی تحولات ضروری مانند فضای ابری یا انرژی افزایش دهند و یا کلیت کسب و کارشان را ساده می‌کنند تا شانس یک بازآفرینی مجدد را افزایش دهند. تعیین اینکه کدام موارد باید در پرتفوی یک شرکت باشد یا نباشد، به طور کامل در کنترل یک شرکت است.

5-چگونه ریسک را کاهش می‌دهم؟

ریسک فراوان‌تر از همیشه است. شرکت‌ها با ریسک تداوم زنجیره تامین، ریسک تمرکز در بازارهایی که خرید و فروش می‌کنند، ریسک در دسترس بودن انرژی، و سایر ریسک‌های مرتبط با تورم، مقررات، درک عمومی، دقت داده‌ها، امنیت و سایر موارد مواجه هستند.

یک ((تابع ریسک قوی))، نام بازی کسب و کارهای پیشرو امروزی است.این بازی با ارزیابی عینی ریسک و پرکردن بی‌طرفانه و تهاجمی شکاف‌ها آغاز می‌شود. شرکت‌ها تلاش می‌کنند تا زنجیره تامین را تنوع ببخشند، مطمئن شوند که بر روی یک قسمت خاص از دنیا تمرکز نکرده‌اند، اتوماسیون و برون‌سپاری می‌کنند، اثرات تورم را کاهش می‌دهند، و برای پر کردن شکاف‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند. مدیریت ریسک فعال بیش از هر زمان دیگری یک سرمایه است و شرکت‌هایی که ریسک را با موفقیت مدیریت می‌کنند، احتمالا در دنبال کردن رشد سودآور ترسی نخواهند داشت. مدیریت ریسک موفق به طور کامل در کنترل یک شرکت است.

این درست است که بازارهای امروزی بادهای مخالف بیشتری دارند، با این حال ما همچنان انتظار داریم عده‌ای برنده و عده‌ای بازنده باشند. شرکت‌هایی که بی‌رحمانه اولویت‌بندی می‌کنند و بر روی آنچه در کنترل آنهاست تمرکز می‌نمایند، می‌توانند اعتماد و اطمینان افراد خود، مشتریان، سرمایه‌گذاران و سایر ذی‌نفعان را حفظ و جلب نمایند. به همان اندازه آنهایی که بر روی این حوزه‌ها تمرکز نمی‌کنند، ریسک از دست دادن اعتماد سرمایه‌گذاران، دعوت کردن سهامدارن به فعالیت، و احتمالا مهم‌تر از همه ریسک از دست دادن اعتماد کارکنان که امروزه بیش از هر زمان دیگری چشم‌شان به رهبری است را به جان می‌خرند. خبر خوب اینکه هرکدام از پنج حوزه‌ی فوق، با تمرکز مناسب به طور برجسته‌ای قابل دستیابی هستند و تمامی آنها در کنترل مدیریت است.

دانلود فایل اصلی مقاله

5Questions for Business Leaders to Ask in Uncertain Times

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

دیدگاهتان را بنویسید

مطالب مرتبط

تفویض اختیار انتخاب استراتژیک

انتقال آبشاری انتخاب استراتژیک

انتخاب‌ها ضربان قلب هر سازمانی هستند. پیشرفت صرفا به وسعت انتخاب‌هایی که افراد در سرتاسر سازمان انجام می‌دهند اتفاق می‌افتد. به این دلیل است که ششمین نسخه از مجموعه ((بازیِ برد/بخش دیدگاه‌های تخصصی)) ...
مشاهده >
بینش استراتژیک

4 تکنیک برای توسعه بینش‌های استراتژیک

دست یافتن به مزیت نسبت به رقبا، همان استراتژی است. تمامی سازمان‌ها رقبایی دارند، فرقی نمی‌کند کسب و کار باشد، دولت و یا یک نهاد غیرانتفاعی. بعضی بر سر مشتریان رقابت می‌کنند، برخی بر سر منابع مالی و ه...
مشاهده >
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید